جدیدترین مطالب
خانه / گوناگون / تغییر شغل، هراسی بزرگ

تغییر شغل، هراسی بزرگ

همه ما در مرحله نوجوانی و یا جوانی در موقعیت انتخاب شغل و ورود به دنیای کسب و کار قرار می گیریم. اما اینکه بفهمیم واقعا کدامیک از مشاغل برای ما مناسب تر است، کار راحتی نیست. انتخاب شغل مرحله مهمی در زندگی است که می تواند شما را به آنچه آرزویش را داشتید برساند یا از آن دور کند ولی مسئله بزرگتر زمانی است که نیاز به تغییر مسیر شغلی خود را احساس می کنید. «دیگر احساس رضایت شغلی نمی کنم!»، «رشته ام را مثل سابق دوست ندارم!». شاید شما هم این جملات را بارها و بارها شنیده باشید و یا حتی خودتان با آن ها درگیر بوده باشید. اما چرا؟ انتخاب شغل مناسب، تصمیمی است که اتخاذ درست آن می تواند آینده ما را رقم بزند ولی متاسفانه بسیاری از افراد، نادرست تصمیم می گیرند.

 

اگر با خودمان صادق باشیم خواهیم دید که میزان قابل توجهی از افکار آزاردهنده ای که با آنها سروکارداریم، مربوط به زمان هایی است که می خواهیم مسیر زندگی و یا شغلمان را تغییر دهیم. البته باید بدانید که این شرایط کاملا طبیعی است. ما در واقع در حال کنار آمدن با مشکلات بزرگی هستیم که برای برداشتن آنها از مسیر راهمان به زمان بیشتری نیاز داریم. اگر تصمیم به تغییر شاخه شغلی مان گرفته باشیم، احتمالا از میزان حقوقمان به مقدار قابل توجهی کاسته می شود و با مشکلات بزرگی مواجه خواهیم شد! به علاوه از نظر روانی نیز تحت فشار قرار خواهیم گرفت و اگر از ما درباره شغلمان بپرسند، خودمان هم نمی دانیم پاسخ چیست؟! این مشکل، طبیعتاً زمانی که هنوز جوان تر هستیم، به این اندازه طاقت فرسا نیست. فرد بیست ساله ای را در نظر بگیرید که مهندسی شیمی را به عنوان شغل آینده خود انتخاب کرده است و در حال گذراندن مدارج مختلف برای رسیدن به این هدف است. در مدرسه و دانشگاه دروس مورد نیاز را گذرانده و در عین حال تجربه کاری مورد نیاز را نیز کسب کرده است. طبیعی است که در این مقطع دچار اضطراب و نگرانی نباشد.

 

اما بعد ناگهان همین فرد تصمیم می گیرد شاخه کاریش را تغییر داده و بر فرض  مثال فسیل شناسی بخواند! این به این معنا است که باید به عقب بازگشته و مجددا مسیر آمده را طی کند. وقتی ۲۰ ساله هستید، ۲ سال قطعا زمان زیادی به نظر می رسد. یعنی در حدود ۲۰ درصد از عمر شما تا بدین جای کار! اما این دو سال در واقع بسیار ارزشمندتر از این است. چرا که تا قبل از ۱۶ سالگی شما هنوز تعریف مشخصی از خود و آینده تان نداشتید. بنابراین این ۲ سال یعنی دقیقا نصف زمانی که شما دارای هویت بوده اید! در کنار این موضوع، مساله دیگری مطرح می شود که اهمیت آن دو چندان است؛ شما باید بتوانید آینده خود را بر مبنای انتخابتان پیش بینی کنید و از احساس رضایت خود در آینده اطمینان حاصل کنید. با نگاه کردن به زندگی از این نقطه نظر متفاوت، متوجه می شوید که این دو سال در برابر آینده ای که در پیش دارید، بسیار ناچیز است.

 

این نقطه دقیقا همان جایی است که بسیاری از افراد با قرار گرفتن در آن دچار سردردگمی می شوند و نمی دانند باید چه راهی در پیش بگیرند. ما به این تناقض «تلۀ سرمایه گذاری شغلی» می گوییم.

جایی که فرد با نگاه به آینده حس خوبی از وضعیت فعلی خود نمی گیرد و از طرف دیگر از بازگشت به عقب و جبران می ترسد.  برای بهتر دیدن این شرایط، باید زندگی خود را بهتر درک کرده و به خود یادآور شویم که فاصله زمانی بین ۱۶ تا ۲۴ سال در مقایسه با ۲۴ تا ۶۵ سالگی، واقعا ناچیز است.

 بنابراین باید انتخاب هایمان را بر مبنای کل زندگی انجام داده و فقط به یک دوره کوتاه توجه نکنیم. ما باید باورهایمان را بر مبنای واقعیت ها ساخته و با انتخاب بهترین راه، آینده روشن تری را برای خود رقم بزنیم.

مطلب پیشنهادی

چالش مانکن کلیپو

احتیاجات ساخت چالش مانکن

چالش مانکن این روزها یکی از مباحث روز جمع های و دورهمی هاست. این چالش …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *